ای عشق مدد کن که به سامان برسم
همچو قطره ی باران به دریا برسم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هردو بمیریم و به پایان برسیم

![]() |
![]() |
|
| ashk |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:0 توسط شاهرخ |
|
|
وقتی هستم نیستی ، وقتی نیستم هستی ! وقتی هستی نیستم ، وقتی نیستی هستم ! ای همه ی نیست شده ی هستی من : هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد با وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد این پر پر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است اگر کلید قلبی رو نداری قفلش نکن اگر خداحافظی در راه است سلام نکن اگر دستی را گرفتی ، رهایش نکن من اگر اشک به دادم نرسد اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم بر در کلبه ی محصور وجود اگر در خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم ، اگر از هجر تو آهی نکشم تک و تنها ، به خدا میشکنم در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جایی در این خانه ویرانه ندارد دل در کف هر کس که نهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد مردن آن نیست که در خاک سیه دفن شود مردن آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها مهو شوم . نگاه ساكت باران به روي صورتم دزدانه مي لغزد ولي ياران نميدانند كه من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم ولي اندر سكوتي تلخ ميگريم ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ریخت ويرانه دل ماست كه با هر نگاه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت گريه كردم اشك بردلم مرهم نشد ناله كردم ذره اي از غصه هایم کم نشد در گلستان بوي گل بسيار بوييدم ولي از هزاران گل گلي همچون تو پيدايم نشد دل من يه روز به دريا زد و رفت پشت پا به رسم دنيا زد و رفت زنده ها خيلي براش كهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هر چه گشتم دراین شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی و تنهایی ما...! دوستت دارم **********
************** من در این گوشه ی ویرانه به تنهایی خود می نگرم و به آبادی تو به زیبایی چشمان سحر خیزت من به تو می بالم که چنین اوج می گیرم با وجود همه بی بالی ها در سرم عشق تو هست بس ************** نه باغ و نه بستان نه چمن می خواهم نه سر و نه گل نه یاسمن می خواهم خواهم زخدای خویش کنجی که در آن من باشم و آن کسی که من می خواهم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:53 توسط شاهرخ |
|
|
ای عشق
ای عشق مدد کن که به سامان برسم همچو قطره ی باران به دریا برسم یا من برسم به یار یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:52 توسط شاهرخ |
|
|
ای عشق شکسته ایم مشکن ما را
آگر بوی گلی را دوست نداری شاخه هایش را نشکن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:51 توسط شاهرخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:49 توسط شاهرخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:48 توسط شاهرخ |
|
|
عاشق هم سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا با هوشیاری غصه هر چیز خوری چون مست شدی هر چه بادا باد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:33 توسط شاهرخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:31 توسط شاهرخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:31 توسط شاهرخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:30 توسط شاهرخ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
|
RSS
|